تبلیغات
vampire - ضد مسیح اول (ناپلئون بناپارت)
vampire

ضد مسیح اول (ناپلئون بناپارت)

دوشنبه 9 خرداد 1390

نوع مطلب :تاریخی، 

«ناپلئون بناپارت» در 15 اوت 1769، در جزیره «کرس» مدیترانه و در خانواده‌ای پرجمعیت به دنیا آمد. در آن زمان، این جزیره جزء حکومت «جنوا» (واقع در ایتالیای امروزی) بود، اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. ناپلئون فرزند چهارم از ۱۱ فرزند خانواده «كارلو بناپارت» و «لتیزا رومولینو» بود. وی پس از پایان تحصیلات ابتدایى، به همراه برادرش برای ورود به دانشگاه عازم «بورگوندى» شد. یك سال بعد، ناپلئون به دانشگاه علوم نظامى رفت، ولى برادرش او را همراهى نكرد. وی از بهترین دانشجویان علوم نظامى در دانشگاهى بود كه در آن زمان، قویترین و برترین مردان نظامى اروپا را در اختیار داشت. ناپلئون به ارتش لویى شانزدهم پیوست تا با خدمت در آن، نقش مهمى در تاریخ فرانسه ایفا كند. او  به صف سلاحها در «والنس» رفت و تعلیمات ارشد نظامى را گذراند. پس از آن با درجه ستوان دومى راهى «كروسیكا» شد.
در سال ۱۷۸۶، ناپلئون با مرگ پدر به زادگاه خود بازگشت تا به اداره برخى امور خانواده بپردازد. او طی سال هاى ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۰، در «آكسون» به پرورش دیدگاههای انقلابى خود پرداخت و به جنبه های گوناگون آن فكر كرد. ناپلئون در سال ۱۷۹۱ به «والنس» منتقل شد، در تابستان ۱۷۹۲ به پاریس آمد و  پس از آن، دوباره به «والنس» بازگشت تا شاهد اختلاف میان هواداران سلطنت و هواداران انقلاب در  ارتش فرانسه باشد. انقلاب سال ۱۷۸۹ تاثیر چندانى بر وی نداشت، چرا كه او دیگر با سلطنت طلبان ابراز همدردى نمی كرد و از سوی دیگر، فرد سیاسى و انقلابى هم نبود. در سال ۱۷۹۲، فرانسه وارد جنگ پروس و اتریش شد و انگلیس در سال ۱۷۹۳ كنترل «تولون» را به دست گرفت. ناپلئون پس از نقش آفرینی برای شكست انگلیسی ها به درجه ژنرالى رسید و با «آگوستین روبسپیر»، برادر كوچكتر ماكسیمیلیان آشنا شد. هر چند ناپلئون عضو ژاكوبنها[*] نبود، ولى از حمایت سیاسى آنها برخوردار شد. سقوط ژاكوبنها در ۱۷۹۴ باعث شد تا ناپلئون نیز به زندان بیفتد، اما پس از ۱۰ روز به دلیل اینكه هیچ گونه مدركى بر ضد او پیدا نكردند، آزاد شد.
با وجود فراز و نشیب هایی كه در  ارتش ناپلئون وجود داشت، زمانی كه از او خواستند تا عمارت باغى شاه یا «تویلرى» را حفاظت كند، شورش دوم را با موفقیت سركوب كرد و به سرپرستى نیروهاى امنیتى حاضر در پاریس گماشته شد. وی در زمستان سال ۱۷۹۵ با «ژوزفین» - كه از همسر قبلى خود دو فرزند داشت - ازدواج كرد و چند روز پس از آن، همسر خود را در پاریس تنها گذاشت و به قصد جبهه هاى جنگ، راهى ایتالیا شد. وی پس از كسب پیروزیهاى زیاد در ایتالیا به فرانسه بازگشت و در پاریس از او به عنوان قهرمانى یاد مى كردند كه هم در جنگ و هم در صلح، پیشتاز است. سپس به ناپلئون پیشنهاد شد تا براى به خطر انداختن مستعمره های انگلیس به مصر برود. از این رو در سال ۱۷۹۸ با ارتش ۳۵ هزار نفرى خود راهى مصر شد و اسكندریه را به تصرف خویش درآورد. بعد از آن به قصد تسخیر قاهره به راه افتاد و در نزدیكى «العدم» با نیروهاى مصرى وارد جنگ شد و با كمترین تلفات، جنگ را به سود خود پایان بخشید.
ناپلئون در سال ۱۷۹۹ به پاریس رفت و طى كودتایى، حكومت را سرنگون كرد و در راس هیات ۱۳ نفرى، دیكتاتورى خود را آغاز نمود. تا سال ۱۸۰۲ و پس از سركوب جنگهاى داخلى، ناپلئون به یكى از قدرتمندترین دیكتاتورهاى تاریخ فرانسه تبدیل شد. وی در سال ۱۸۰۵ قصد حمله به انگلیس را داشت، ولى به اتریش و روسیه رفت و شكست سختى را به آنها تحمیل كرد. ناپلئون تا سال ۱۸۰۷، تمام منطقه را به تصرف خود در آورد و با شكست سوئد، وارد لهستان شد. تنها قدرتى كه در منطقه و در مقابل ناپلئون باقى ماند، انگلیس بود. از این رو به آنجا حمله كرد، اما شكست سختى از دریادار «نلسون» انگلیسى خورد. وی در ۱۸۱۲ نیز به روسیه حمله كرد، ولى نتیجه آن، شكست ارتش ۵۰۰ هزار نفرى فرانسه بود.
امپراتورى قدرتمند ناپلئون، به همان سرعت كه شكل گرفت، به همان سرعت نیز از هم گسیخت. او در سال ۱۸۱۵ به جزیره «البا» تبعید شد، ولى پس از گذشت۱۰ ماه با شنیدن اخبار نارضایتى مردم از سلطنت لویى هجدهم، با یك هزار و ۲۰ مرد جنگى به پایتخت بازگشت و به تخت سلطنت نشست. یكصد روز با آرامش سپری شد، ولى متحدان اروپایى دوباره حمله كردند و ناپلئون ناچار بود براى حفظ تاج و تخت خود به جنگ بپردازد. در ژوئن همان سال، ناپلئون با شكست سختى كه در «جنگ واترلو» خورد به پاریس بازگشت و به جزیره «سنت هلن» تبعید شد و تا آخر عمر در آنجا ماند. او كه از بیمارى سرطان رنج مى برد، در پنجم ماه مه ۱۸۲۱ درگذشت. ناپلئون بناپارت رسوم خاصى در اداره مملكت داشت و هنوز از قوانین مدنى و اروپاى متحد او به عنوان «قوانین ناپلئون» یاد می كنند، اما تنها ایراد ناپلئون در این بود كه مى خواست اندیشه های خود را به زور اجرا كند.


How long will it take for my Achilles tendon to heal?
سه شنبه 28 شهریور 1396 03:57 ق.ظ
Hey! This is kind of off topic but I need some advice from an established blog.
Is it tough to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out
pretty quick. I'm thinking about setting up my
own but I'm not sure where to start. Do you have any ideas or suggestions?
Many thanks
chaturbate token hack
دوشنبه 13 شهریور 1396 05:50 ق.ظ
Heya this is somewhat of off topic but I was wondering if
blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code with HTML.
I'm starting a blog soon but have no coding know-how so I wanted to get guidance from someone with experience.
Any help would be greatly appreciated!
Where is the Achilles heel?
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:06 ب.ظ
bookmarked!!, I love your site!
Scarlett
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:43 ب.ظ
I seriously love your website.. Great colors & theme. Did you make this amazing site
yourself? Please reply back as I'm trying to
create my very own site and want to find out where you
got this from or what the theme is named. Many thanks!
How do you get rid of Achilles tendonitis?
شنبه 14 مرداد 1396 11:21 ق.ظ
Very nice article, just what I wanted to find.
anonymous std testing
دوشنبه 5 تیر 1396 01:31 ق.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب ابتدا
آیا واقعا نشستن درست با من پس از برخی از زمان.
جایی درون جملات شما در واقع موفق به من مؤمن اما تنها برای while.
من این کردم مشکل خود را
با فراز در منطق و شما ممکن است را سادگی به پر کسانی که
شکاف. که شما در واقع که می توانید
انجام من می بدون شک بود تحت تاثیر قرار داد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها